موضوعات
درباره ما

مهدی ٍ من صبورم اما . . .

به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم

يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .

من صبورم اما . . .

چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !

و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

من صبورم اما . . .

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .

من صبورم اما . . .

آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!

ایمیل : Mahdi.499.9@gmail.com



نویسنده: مهدی |
92/02/21 |

پاییز کشید آهی

پاییز کشید آهی،در مزرعه بلوا شد

موهات بهم خوردند،کم کم گره ها واشد



چشمت به من افتاد و از چشم تو افتادم

تو رفتی و بین من با آینه دعوا شد



من ضرب شدم در غم،تقسیم شدم بر عشق

پس جمع شدم با مرگ،چشم تو که منها شد



...



پروانه که می رقصید،از شمع نمی ترسید

آمد به هم آغوشی،باد آمد و تنها شد



رفتی و هر از گاهی پاییز کشید آهی

روزم شب یلدا شد، شب روز مبادا شد:



...



هی یاد تو افتادم چشمم که به ماه افتاد

پس خیره به او ماندم ، آنقدر که فردا شد



تو پر، همه دنیا پر، چشمان غزلها تر

هی (یک من بی تو) در آیینه تماشا شد



خندیدم و با تردید آیینه به من خندید

یک سنگ به دستم دید،در آینه بلوا شد...



آخرین مطالب

» ساده که باشی .... ( 93/10/03 )
» یادش بخیر ( 93/10/03 )
» ورود امام زمان ممنوع ! ( 93/09/06 )
» دل نوشته ی ناب من.... ( 93/09/06 )
» دنیای این روزای منm ( 93/06/12 )
» تیکه دار و فاز سنگین ( 93/06/12 )
» حالا تو هی نباش ... ( 93/06/11 )
» O . M ( 93/06/10 )
» غمگین ( 93/06/10 )
» بعضی ها را...... ( 93/05/12 )
» کمی شعر ! ( 93/05/12 )
» دورو نیستم ! ( 93/05/12 )